یکشنبه دوازدهم شهریور 1385
تاثير منفي تراكم در كلاس درس!
| |
|
|
بيشتر افراد هنگام برخورد با جوانان و نوجوانان نخستين چيزي كه به ذهنشان ميرسد مدرسه، ميز، كلاس، تختهسياه و معلم است و نخستين پرسشي كه از آنان دارند عبارت است از كلاس چندمي? رشته درسيات چيست? شيفت صبح هستي يا عصر? و از اين دست پرسشها. اما كمتر كسي يافت ميشود كه بپرسد، روي هر نيمكت چند نفر مينشينند? هفتهيي چند بار معلم از شما درس ميپرسد? هفتهيي چند بار پاي تخته سياه ميروي كه به پرسش معلم پاسخ بدهي? آيا تاكنون در كلاس كنفرانس دادهيي يا خير? چه اندازه در گفتوگوي علمي كلاس مشاركت داري? و از همه مهمتر اينكه هرگز كسي از دانشآموزان نميپرسد: كلاستان چند نفر دانشآموز دارد? اين يك جمله پرسشي كوتاه است، اما در پشت اين پرسش بينهايت مشكل بزرگ و كوچك، معادلات آموزشي، معادلات اقتصادي و اجتماعي و بينهايت بهانه براي توسعه يافتگي يا توسعه نيافتگي يك كشور در آن پنهان است. بسياري از اقتصاددانان يكي از شاخاهاي توسعه يافتگي هر كشور را توليد ناخالا ملي، درآمد سرانه، بيمه هاي درماني، بيمههاي اجتماعي، توزيع درآمد، درآمد ملي و... ميدانند. از ديد متخصصان پزشكي نشانههاي توسعه يافتگي سلامت جامعه، شمار تختهاي بيمارستانها، شمار پزشكان به نسبت جمعيت كشور، داشتن پزشك خانوادگي و... ميباشد. اما براي متخصصان آموزش و پرورش نيز توسعه يافتگي شاخاهاي ويژه خود را دارد. آموزش و پرورش يك كارخانه توليدي بسيار عميق و گسترده است. با نقشي بسيار موؤر در پيشرفت يا پسرفت جامعه. يكي از بزرگترين مشكلات آموزش و پرورش نقش پنهان و درازمدت آن است. دوره سرمايهگذاري و حسابرسي در آموزش و پرورش مانند يك كارخانه توليد صابون نيست كه توليد روزانه، هفتگي، ماهانه و سالانه آن را بتوان بزودي برآورد كرد، و به محض كاهش توليد عوامل توليد را دگرگون كرد و توليد و بهرهوري را افزايش داد. بلكه دوره سرمايهگذاري و حسابرسي در آموزش و پرورش به يك نسل بلكه در مواردي به چندين نسل برميگردد. اگر به سال بخواهيم بسنجيم چيزي نزديك به سيزده تا چهارده سال به طول ميانجامد، كه كارآمدي و ناكارآمدي يك سيستم آموزشي روشن شود. وانگهي در يك كارخانه مثلا صابون سازي اگر عوامل توليد شيوه درستي را براي توليد به كار نبرند، نهايتا ضرر مالي در پي خواهد داشت، آن هم در يك محدوده كوچك و زياني كه به افراد اندكي وارد ميشود. اما اشتباه در سيستم آموزش و پرورش، علاوه بر زيانهاي مالي زيانهاي انساني جبرانناپذيري را در بر خواهد داشت، كه اين زيان از راه انتقال آم وختههاي ناشايست حتي به نسلهاي آينده نيز لطمه خواهد زد. آؤار يك رفتار آموزشي نادرست را شايد پس از صد سال در انديشه انسانهاي آن جامعه نتوان به آساني پاك كرد. اما از سوي ديگر آموزش و پرورش درست و علمي بسياري از زيانهاي قضايي، مالي، جاني، فرهنگي و.. يك كشور را با كمترين هزينه، پيشگيري خواهد كرد. آتشي كه در يك منزل يا يك خرمن برافروخته شده، در آغاز يك جرقه كوچك بوده است، كه ميشد با يك فوت كردن خاموش شود. و برعكس يك درخت تنومند، كه با توفانهاي سهمناك كنده نميشود، در آغاز يك نهال كوچك بوده است، كه باغبان آن ميتوانست براحتي هر طور كه بخواهد آن را شكل دهد. آيا تراكم كلاس در آموزش و پرورش درست دانشآموزان مهم است يا خير? پرسشي است، كه بايد ديد كارشناسان فن چه پاسخي براي آن دارند. مسوولان چه برنامهيي دارند، و چشمداشت معلمان و دانشآموزان و خانوادهها چيست? خليلي فوقليسانس تعليم و تربيت، معاون آموزش و پرورش اسلامشهر دبير دبيرستان و استاد دانشگاه، درباره تاؤير تراكم كلاس در يادگيري بهتر دانشآموزان چنين ميگويد: پاسخ پرسش بالا بسيار روشن است، زيرا هر چه شمار دانشآموزان در كلاس كمتر باشد، معلم آسانتر ميتواند وضعيت تك تك آنان را رسيدگي كند. وي وظايف معلم در كلاس درس را سنگين و حساس ميداند، كه انجام اين وظايف سنگين در كلاسهاي با تراكم بالا قابل اجرا نبوده و فرآيند آموزش ناكارآمد خواهد بود. در اينجا آقاي خليلي بطور كوتاه به برخي از اين مشكلات سنگين و حساس معلمان كه اهداف آموزش و پرورش ميباشند، اشاره ميكند. يكي از موضوعات مهم در يادگيري «درگير كردن» دانشآموزان در جريان يادگيري است. درگير كردن باعث يادگيري عميقتر ميشود. بنيامين فرانكلين دانشمند و نويسنده قرن هجدهم ميگويد: اگر به من بگويي، فراموش ميكنم. اگر يادم بدهي، به خاطر ميآورم. اگر درگيرم كني، ياد ميگيرم. گفتن، يادآوري كردن، شرح دادن و تلاشهايي از اين دست را نميتوان آموزش ناميد. اما آموزشهايي كه با تفكر و تعمق همراه است و يادگيرنده را با مطلبي كه بايد بياموزد درگير ميكنند، منجر به يادگيري عميق ميشوند، پس: در كلاسهاي با تراكم بالا معلم نميتواند يادگيري عميق ايجاد كند و هرچه تراكم پايينتر باشد، درگير كردن تك تك دانشآموزان با موضوع درسي بيشتر و يادگيري عميقتر انجام ميشود. از چكيده سخنان خليلي در يادآوري مشكلات كلاسهاي باتراكم بالا ميتوان چنين دريافت، كه از ديگر وظايف آموزش و پرورش تربيت شهروندان «سالم، دانا، كامياب، شاداب و خوشبخت» ميباشد. آموزش و پرورش است كه بايد اين وظيفه را با توجه به امكانات و تواناييهايش به انجام برساند. براي يافتن پاسخ همين پرسشها از زبان معلمان به سراغ يكي از هنرستانهاي كار دانش رفتيم، تا ببينيم ديدگاه دبيران در اين باره چيست. داود بايسته فوقليسانس مديريت آموزشي، كه خود سالها در محيطهاي آموزشي بوده و تجربيات فراواني دارد، درباره نقش تراكم كلاس در يادگيري چنين گفت: پرواضح است، كه محيط يادگيري و تعداد دانشآموزان كلاس در يادگيري بسيار مهم و موؤر است. محيط فيزيكي كلاس درس نيز بر پويايي يادگيري اؤر ميگذارد. وي در اين باره به ديدگاه جان ديوبي در كتاب دموكراسي تعليم و تربيت )1944( اشاره ميكند: «تنها راهي كه بزرگسالان ميتوانند بطور هشيارانه نوع تعليم و تربيت را كه دانشآموزان دريافت ميكنند، تحت نظارت درآورند، آن است كه محيطي را كه كودكان در آن تربيت ميشوند، كنترل كنند. ما هرگز بطور مستقيم كودكان را تربيت نميكنيم بلكه بطور غيرمستقيم توسط محيط به اين مهم دست مييازيم.» بنابراين تراكم كمتر در كلاس درس، سبب افزايش كيفيت آموزش و نظارت بيشتر معلم بر كار شاگردان و رفتار آنها ميشود. ميتوان گفت تراكم كلاس با كيفيت يادگيري رابطهيي معكوس دارد. يعني هر چه تراكم بالاتر باشد، يادگيري پايينتر و هر چه تراكم بيشتر باشد، كيفيت يادگيري كمتر خواهد بود. خانم خياباني يكي ديگر از معلمان سخن همكارش را قطع ميكند و ميگويد:هر وقت به اداره آموزش و پرورش ميرويم كه همكاران خودمان هستند، با ما برخورد درستي نميشود. حال اگر تراكم دانشآموزان بالا باشد، چگونه ميتوان چنين فضايي را در كلاس تدارك ديد? آيا با فضاي كوچك كلاسهاي امروزي، ميتوان اينگونه وسايل را كه نقش مهمي در يادگيري دارد، فراهم آورد? تابلوهاي اعلانات در كلاس، منابع و مراجع و قفسههاي كتابها، مركز نمايش، آكواريومها و گياهان، اشيا و مواد تخصصي همه و همه وسايل يادگيري بوده و در فضاي آموزنده كلاس موؤر و سودمند هستند. آيا با تراكم بالاي كلاسها جايي براي چنين لوازمي خواهد ماند? براي ادامه گزارش راهي دبستان حضرت مريم)ع( شديم تا ديدگاه معلمان ابتدايي را جويا شويم. به همراه معاون محترم دبستان وارد دفتر مدير مدرسه شديم، كه دفتر معلمان نيز بود. آنجا بسيار تميز و مرتب بود. صندليهاي سبز و چرمي قشنگي چيده شده بود، معلمان در ساعات استراحت در آنجا سرگرم گفتوگو بودند. ويدا پيرعلي زاده معلم كلاس اول دبستان دلش ميخواست از طرف همه معلمان سخن بگويد، گويا سالها بود كه حرفهايش را در دل پنهان كرده بود. وي در پاسخ نخستين پرسش ما، «نقش تراكم در يادگيري دانشآموزان» چنين گفت: زماني كه شمار دانشآموزان در يك كلاس زياد است، معلم ديگر معلم نيست، بلكه نقش يك مبصر را در كلاس دارد كه بايد تنها به ساكت كردن دانشآموزان بپردازد. در كلاس پرجمعيت معلم نميتواند هيچ كمكي به دانشآموز بكند. زماني كه مي بينيم، توانايي فراواني داريم و دانشآموزان تشنه يادگيري هستند. اما هم توانايي ما و هم عطش آنان بيخود و بر سر مسائل جزيي هرز ميرود، بسيار ناراحت ميشويم. ما ميتوانيم با گروهبندي كردن دانشآموزان و كار كارگاهي، آنان را بهتر براي ايفاي نقشهاي مفيد در زندگي آينده اجتماعيشان پرورش بدهيم، اما مگر با 40 دانشآموز در يك كلاس ميشود سودمند بود? رسول بداقي
| |
نوشته شده توسط محمد خاكساري
در 8:15 |
لینک ثابت
•