تبليغاتX
قــــــــــــلم معــــــــــلم - معلمان حق التدریس (رسول بداقی)

سه شنبه چهاردهم شهریور 1385

معلمان حق التدریس (رسول بداقی)

حكايت‌ تكراري‌ اين‌ ديار؛معلمان‌ حق‌ التدريسي‌ همچنان‌ در آرزوي‌ رسمي‌ شدن‌
 

استخدام‌ و مطالبات‌ معلمان‌ حق‌التدريس‌ نزديك‌ به‌ يك‌ دهه‌ است‌ كه‌ اندك‌اندك‌ تبديل‌ به‌ يكي‌ از بزرگترين‌ مشكلات‌ وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ يكي‌ از دغدغه‌هاي‌ مسوولان‌ مملكت‌ شده‌ است‌. نزديك‌ به‌ يكصدهزار معلم‌ روزمزد اكنون‌ در پيكره‌ آموزش‌ و پرورش‌ در نقاط‌ گوناگون‌ كشور سرگرم‌ تدريس‌ هستند كه‌ تنها در 9 ماه‌ سال‌ مانند كارگران‌ ساختماني‌ و كشاورزان‌ فصلي‌ سر كار رفته‌ و هر روز به‌ اميد روز ديگر با هزاران‌ آرزو براي‌ خود و خانواده‌ خود تلاش‌ مي‌كنند. كمترين‌ مدرك‌ اين‌ معلمان‌ كارداني‌ است‌ كه‌ مدرك‌ خود را در معتبرترين‌ دانشگاه‌هاي‌ همين‌ مملكت‌ دريافت‌ كرده‌اند.

از شرايط‌ تحصيلي‌ آنان‌ كه‌ بگذريم‌، اين‌ معلمان‌ تنها در ساعاتي‌ حقوق‌ مي‌گيرند كه‌ سر كلاس‌ هستند، آن‌ هم‌ در حالي‌ كه‌ با معلمان‌ رسمي‌ شرايط‌ كاري‌ كاملا يكساني‌ دارند، اما به‌ آنان‌ به‌ اندازه‌ يك‌ سوم‌ معلمان‌ رسمي‌ حقوق‌ پرداخت‌ مي‌شود و روزهايي‌ هم‌ كه‌ تدريس‌ ندارند و در تعطيلات‌ رسمي‌ و غيررسمي‌، فصل‌ تابستان‌ و روزهاي‌ عيد هيچ‌ حقوقي‌ دريافت‌ نمي‌كنند. آموزش‌ و پرورش‌ در شرايطي‌ كه‌ بيكاري‌ و تورم‌ بيداد مي‌كند، از اين‌ افراد )به‌ عقيده‌ خود آنان‌( بهره‌كشي‌ مي‌كند، زيرا آموزش‌ و پرورش‌ نسبت‌ به‌ آنان‌ هيچ‌ تعهدي‌ نداده‌، اما آنان‌ كاملا مانند معلمان‌ رسمي‌ زيرنظر مدير آموزشگاه‌ انجام‌ وظيفه‌ كرده‌ و ملتزم‌ و متعهد به‌ رعايت‌ همه‌ قوانين‌ آموزش‌ و پرورش‌ هستند. از كارافتادگي‌، بيمه‌ عمر، بيمه‌ بازنشستگي‌، بيمه‌ درماني‌ آنان‌ پرداخت‌ نمي‌شود، هم‌اكنون‌ برخي‌ از اين‌ معلمان‌ نزديك‌ به‌ 8 تا 9 سال‌ است‌ كه‌ به‌ همين‌ شيوه‌ زنده‌اند. بارها فرياد مظلوميت‌ خود را به‌ روش‌هاي‌ گوناگون‌ به‌ گوش‌ مسوولان‌ رسانده‌اند، با تحصن‌ و تجمع‌، با تومار و خواهش‌ و هر راهي‌ را كه‌ مفيد دانسته‌اند را در پيش‌ گرفته‌ اما كمتر به‌ نتيجه‌ رسيده‌اند. با وجودي‌ كه‌ در سال‌ تحصيلي‌ 83 مجلس‌ قول‌ استخدام‌ رسمي‌ چهل‌ هزار نفر از صدهزار نفر آنان‌ ر
ا داده‌ بود، اما عملا دو يا سه‌ هزار نفر را بيشتر به‌ استخدام‌ نگرفت‌.
در اين‌ راستا به‌ شهرستان‌ اسلامشهر و رباط‌كريم‌ رفتيم‌ و با چند نفر از آنان‌ گفت‌وگويي‌ انجام‌ داديم‌، تا از مشكلات‌ آنان‌ بي‌خبر نمانيم‌. جاي‌ شگفتي‌ است‌ كه‌ آنان‌ به‌ شرطي‌ حاضر به‌ گفت‌وگو شدند كه‌ نامشان‌ در هيچ‌ روزنامه‌يي‌ آورده‌ نشود. وقتي‌ علت‌ را جويا شديم‌ همه‌ مي‌گفتند: اگر بدانند ما اينگونه‌ حرف‌هايي‌ را گفته‌ايم‌ چه‌ بسا هرگز ما را استخدام‌ نكنند يا يكي‌ از آنان‌ كه‌ امسال‌ به‌ استخدام‌ رسمي‌ درآمده‌ بود، مي‌ترسيد كه‌ اگر در روزنامه‌ نامش‌ آشكار شود، ممكن‌ است‌ او را از كار اخراج‌ كنند. در زير توجه‌ شما را به‌ اين‌ گفت‌وگوها جلب‌ مي‌كنيم‌.
مي‌شود خودتان‌ را معرفي‌ كنيد?
....هستم‌، ليسانس‌ رياضيات‌ كاربردي‌ را در دانشگاه‌ دولتي‌ گيلان‌ گرفته‌ام‌، سه‌ سال‌ است‌ در آموزش‌ و پرورش‌ بطور روزمزد كار مي‌كنم‌.
در هفته‌ چند ساعت‌ تدريس‌ داريد?
سال‌ به‌ سال‌ فرق‌ مي‌كند، بستگي‌ دارد كه‌ مدير مدرسه‌ از ما خوشش‌ بيايد، يا نه‌ اما هم‌اكنون‌ 30 ساعت‌ حق‌التدريس‌ و 6 ساعت‌ بطور جبراني‌ دارم‌.
حقوق‌ و درآمد شما بطور ميانگين‌ در ساعت‌ چه‌ مبلغي‌ است‌?
دو سال‌ نخست‌ بنده‌ بابت‌ هر يك‌ ساعت‌ تدريسي‌ 575 تومان‌ دريافت‌ مي‌كردم‌ اما از مهرماه‌ 84 بابت‌ هر يك‌ ساعت‌ كار 1400 تومان‌ به‌ ما پرداخت‌ كردند.
بزرگترين‌ آرزوي‌ شما چيست‌?
اين‌ است‌ كه‌ رسمي‌ بشوم‌.
براي‌ رسمي‌ شدن‌ چه‌ قولي‌ به‌ شما داده‌ شده‌?
از نخستين‌ روز كاري‌ هر روز ما را اميدوار مي‌كنند، اما سه‌ سال‌ گذشته‌ هنوز خبري‌ نيست‌. تازه‌ برخي‌ از همكاران‌ ما نزديك‌ به‌ 8 سال‌ است‌ كه‌ همينطور بلاتكليف‌ هستند.
براي‌ رسمي‌ شدن‌ به‌ كجاها سرزده‌ايد?
اداره‌ كل‌ شهرستان‌هاي‌ تهران‌ و كارگزيني‌ شهرستان‌ خودمان‌ رفته‌ام‌ اما هنوز بي‌نتيجه‌ مانده‌ايم‌.
اگر توضيحي‌ لازم‌ مي‌دانيد، بيان‌ كنيد.
معلمان‌ حق‌التدريس‌ در كنار معلمان‌ رسمي‌ و پا به‌ پاي‌ آنان‌ تدريس‌ مي‌كنند و چه‌ بسا براي‌ دانش‌آموزان‌ بيشتر دل‌ مي‌سوزانند و همچنين‌ فكر مي‌كنم‌، اطلاعات‌ و آموخته‌هاي‌ آنان‌ بيشتر از ساير معلمان‌ است‌، پس‌ چرا بايد براي‌ اين‌ معلمان‌ هيچ‌ حقي‌ در نظر گرفته‌ نشود? و فقط‌ حقوق‌ ناچيزي‌ كه‌ گاهي‌ اوقات‌ هم‌ تا 6 ماه‌ پرداخت‌ نمي‌شود، داشته‌ باشند?
معلمان‌ حق‌التدريسي‌ كه‌ سه‌ سال‌ سابقه‌ دارند، يك‌ بار در آزمون‌ حق‌التدريس‌ شركت‌ كرده‌اند و قبول‌ شده‌اند پس‌ ديگر لزومي‌ ندارد كه‌ براي‌ استخدام‌ دوباره‌ آزمون‌ پس‌ بدهند.
حق‌التدريس‌هايي‌ كه‌ با نام‌ جبراني‌ تدريس‌ مي‌شود، ساعتي‌ 600 تومان‌ به‌ ما مي‌دهند، در حالي‌ كه‌ معلمان‌ رسمي‌ بابت‌ همين‌ كار و حتي‌ با مدرك‌ پايين‌تر 4 تا 5 برابر ما حق‌الزحمه‌ دريافت‌ مي‌كنند.
درباره‌ جشنواره‌ روش‌هاي‌ تدريس‌، ما نيز مانند رسمي‌ها شركت‌ مي‌كنيم‌، اگر برنده‌ مي‌شويم‌، مزايايي‌ كه‌ براي‌ رسمي‌ها داده‌ مي‌شود، با ما بسيار تفاوت‌ دارد، آنها حتي‌ از دادن‌ يك‌ تقديرنامه‌ به‌ ما هم‌ خودداري‌ مي‌كنند.
درباره‌ كلاس‌هاي‌ ضمن‌ خدمت‌ كه‌ گاهي‌ لطفشان‌ شامل‌ حال‌ ما مي‌شود و اجازه‌ حضور در كلاس‌ را صادر مي‌كنند، آخر سر از دادن‌ گواهي‌ پايان‌ دوره‌ خودداري‌ مي‌كنند. در روز معلم‌ حتي‌ از ما يك‌ تقدير هم‌ نمي‌شود.
در ادامه‌ گزارش‌ به‌ سراغ‌ يكي‌ از معلمان‌ حق‌التدريس‌ شهر گلستان‌ در رباط‌كريم‌ رفتيم‌. او نيز نمي‌خواست‌ نامش‌ آشكار شود و اينچنين‌ به‌ پرسش‌هاي‌ ما پاسخ‌ داد.
... هستم‌، با مدرك‌ ليسانس‌ از دانشگاه‌ آزاد واحد مركز، 8 سال‌ است‌ در آموزش‌ و پرورش‌ دبير هستم‌، يك‌ سال‌ است‌ كه‌ رسمي‌ شده‌ام‌.
فكر مي‌كنيد حقوق‌ شما را تاكنون‌ رعايت‌ كرده‌اند?
نه‌، اصلا از لحاظ‌ مالي‌ در اين‌ 7 سال‌ واقعا به‌ نيروي‌ پاره‌وقت‌ يا حق‌التدريس‌ ظلم‌ شده‌ است‌ و واقعا آنهايي‌ كه‌ در آموزش‌ و پرورش‌ مشغول‌ به‌ كار بودند، با مشكلات‌ عديده‌يي‌ روبرو بوده‌ و به‌ سختي‌ مي‌توانستند از عهده‌ مخارج‌ سخت‌ زندگي‌ فايق‌ شوند، حتي‌ مجبور بودند، جهت‌ كسب‌ درآمد بيشتر دست‌ به‌ كارهاي‌ كاذب‌ زده‌ كه‌ اين‌ واقعا در شان‌ و منزلت‌ يك‌ معلم‌ نيست‌، واقعا اين‌ نيروها فقط‌ با اميد و توكل‌ به‌ كار خود ادامه‌ مي‌دادند و با توجه‌ به‌ شناختي‌ كه‌ از برخي‌ از همكاران‌ خودم‌ دارم‌، فقط‌ و فقط‌ دلسوزانه‌ به‌ كار خود ادامه‌ مي‌دهند.
رسول‌ بداقي‌

نوشته شده توسط محمد خاكساري در 13:52 |  لینک ثابت   •