تبليغاتX
قــــــــــــلم معــــــــــلم - شماردانش آموزان ونقش آن دريادگيري

چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385

شماردانش آموزان ونقش آن دريادگيري

                                                                                                                                                            

                     به نام خدا                    

  

    موضوع گزارش: شماردانش آموزان كلاس ونقش آ ن دريادگيري                                                     رسول بُــداقي

 

     بيشترافرادهنگام برخوردباجوانان ونوجوانان نخستين چيزي كه به ذهنشان ميرسد.مدرسه،ميز،كلاس،تحته سياه ومعلم است.ونخستين پرسشي كه ازآنان دارند،اينهاهستند:كلاس چندمي؟ رشته ي درسي ات چيست؟ شيفت صبح هستي ياعصر؟ وازاين دست پرسشها،اماكمتر كسي يافت مي شود كه بپرسد.روي هرنيمكت چند نفرمي نشينند؟هفته اي چندبارمعلم ازشمادرس مي پرسد؟هفته اي چندبارپاي تخته سياه ميروي كه به پرسش معلم پاسخ بدهي؟آيا تاكنون دركلاس كنفرانس داده اي ياخير؟چه اندازه درگفتگوي علمي كلاس مشاركت داري؟ وازهمه مهمتراينكه هرگزكسي ازدانش آموزان نمي پرسد: كلاستان چندنفردانش آموزدارد؟

   اين،يك جمله ي پرسشي كوتاه است،امادرپشت اين پرسش بي نهايت مشكل بزرگ وكوچك،معادلات آموزشي، معادلات اقتصادي واجتماعي وبي نهايت بهانه براي توسعه يافتگي ياتوسعه نيافتگي يك كشوردرآن پنهان است.

     بسياري ازاقتصاددانان يكي ازشاخصهاي توسعه يافتگي هركشورراتوليدناخالص ملي،درآمدسرانه،بيمه هاي درماني،بيمه هاي اجتماعي،توزيع درآمد،درآمدملي و... مي دانند.

    ازديدمتخصصان پزشكي نشانه هاي توسعه يافتگي سلامت جامعه،شمارتختهاي بيمارستانها،شمارپزشكان به نسبت جمعيت كشور،داشتن پزشك خانوادگي و...ميباشد.

     امابراي متخصصان آموزش وپرورش نيزتوسعه يافتگي شاخصهاي ويژه ي خودرادارد. آموزش وپرورش يك كارخانه ي توليدي بسيارعميق وگسترده است. بانقشي بسيارموثر در پيشرفت ياپسرفت جامعه.يكي ازبزرگترين مشكلات آموزش وپرورش نقش پنهان ودرازمدت آن است.دوره ي سرمايه گذاري وحسابرسي درآموزش و پرورش ماننديك كارخانه ي توليدصابون نيست كه توليدروزانه،هفتگي،ماهانه وسالانه  ي آنرابتوان بزودي برآوردكرد،وبه محض كاهش توليدعوامل توليدرادگرگون نمودوتوليدوبهره وري راافزايش داد.بلكه دوره ي سرمايه گذاري وحسابرسي درآموزش وپرورش به يك نسل بلكه درمواردي به چندين نسل برميگردد.اگربه سال بخواهيم بسنجيم چيزي نزديك به سيزده تاچهارده سال به طول مي انجامد،كه كارآمدي وناكارآمدي يك سيستم آموزشي روشن شود.وانگهي دريك كارخانه ي مثلاصابون سازي اگرعوامل توليدشيوه ي درستي رابراي توليدبكارنبرند، نهايتا ضررمالي درپي خواهدداشت،آنهم دريك محدوده ي كوچك وزياني كه به افراداندكي وارد مي شود.امااشتباه درسيستم آموزش وپرورش،علاوه برزيانهاي مالي زيانهاي انساني جبران ناپذيري رادر برخواهد داشت،كه اين زيان ازراه انتقال آموخته ها ي ناشايست حتي به نسلهاي آينده نيزلطمه خواهد زد. آثاريك رفتارآموزشي نادرست راشايدپس ازصدسال درانديشه ي انسانهاي آن جامعه نتوان به آساني پاك نمود.

    اماازسوي ديگرآموزش وپرورش درست وعلمي بسياري اززيانهاي قضايي، مالي،جاني،فرهنگي و....يك كشورراباكمترين هزينه،پيشگيري خواهدكرد.آتشي كه دريك منزل يايك خرمن برافروخته شده،درآغازيك جرقه ي كوچك بوده است،كه مي شدبايك فوت كردن خاموش شود.وبرعكس يك درخت تنومند،كه باطوفانهاي سهمناك كنده نمي شود،درآغازيك نهال كوچك بوده است،كه باغبان آن ميتوانست به راحتي هرطوركه بخواهدآنراشكل دهد.

     اينكه " آياتراكم كلاس درآموزش وپرورش درست دانش آموزان مهم است ياخير؟ " پرسشي است،كه بايدديد كارشناسان فن چه پاسخي براي آن دارند.مسئولين چه برنامه اي دارند،وچشمداشت معلمان ودانش آموزان وخانواده هاچيست؟

 

    آقاي ابراهيم خليلي فوق ليسانس تعليم وتربيت ،رييس آموزش و پرورش اسلامشهر دبيردبيرستان واستاددانشگاه،درباره ي تاثيرتراكم كلاس دريادگيري بهتردانش آموزان چنين ميگويد:

     پاسخ پرسش بالابسيارروشن است،زيراهرچه شماردانش آموزان دركلاس كمترباشد،معلم آسانترميتواند،وضعيت تك تك آنانرارسيدگي نمايد.

    آقاي خليلي وظايف معلم دركلاس درس راسنگين وحساس مي داند.كه انجام اين وظايف سنگين دركلاسهاي با تراكم بالاقابل اجرانبوده وفرآيندآموزش ناكارآمدخواهدبود.دراينجاآقاي خليلي بطوركوتاه به برخي ازاين مشكلات سنگين وحساس معلمان كه اهداف آموزش و پرورش نيز مي باشند،اشاره ميكند.

    * يكي از موضوعات مهم دريادگيري " درگيركردن"  دانش آموزدرجريان يادگيري است.درگيركردن باعث يادگيري عميق ترميشود.بنيامين فرانكلين دانشمندونويسنده ي قرن هيجدهم مي گويد:

- اگربه من بگويي،فراموش ميكنم.Tell me and I forget           

- اگريادم بدهي،بخاطر مي آورم.Teach me and I  remember   

- اگر درگيرم كني ،يادميگيرم.Involve me and I learn              

گفتن،يادآوري كردن،شرح دادن وتلاشهايي ازاين دست را نميتوان آموزش ناميد.

   اماآموزشهايي كه باتفكروتعمق همراه است.ويادگيرنده رابامطلبي كه بايدبياموزددرگيرمي كنند،منجربه يادگيري عميق مي شوند،پس:

  دركلاسهاي باتراكم بالامعلم نميتوانديادگيري عميق ايجادنمايد.وهرچه تراكم پايين ترباشد، درگير كردن تك تك دانش آموزان باموضوع درسي بيشترويادگيري عميق ترانجام ميشود.

   يكي ديگرازمشكلات كلاسهاي باتراكم بالادشواري در " شناخت تفاوتهاي فردي" دانش آموزان بوسيله ي معلم است.معلم بايستي شناخت درستي درباره ي توانايي تك تك دانش آموزان داشته وتكاليف ومطالب درخوراستعدادآنانراارائه دهد.واين راهي نداردجزپايين آوردن تراكم كلاس.دركلاسهاي باتراكم پايين است.كه معلم ميتواندزواياي پنهان استعداد،هوش ونوآوري دانش آموزان راكشف نموده وآنراتواناترنمايد.

    يكي ديگرازوظايف معلم براي يادگيري بهتروعلمي تر" بارآوردن دانش آموز پژوهنده " است.ازديدآقاي خليلي اگردانش آموزبتواندبخش بزرگي ازدرس خودرا بصورت پروژه درقالب پژوهش انجام دهديادگيري سودمندترانجام خواهدشد.لذارسيدگي به پژوهش تك تك دانش آموزان باتراكم بالادركلاس ممكن نخواهدبود،زيرامعلم نه وقت انراخواهدداشت،ونه توانايي آن ازيك انسان ساخته است .درنتيجه بازفرآيندآموزش ناكارآمدوناسودمندخواهد بود.

    ازچكيده ي سخنان آقاي خليلي دريادآوري مشكلات كلاسهاي باتراكم بالا ميتوان چنين دريافت،كه ازديگروظايف آموزش وپرورش تربيت شهرونداني "سالم،دانا،كامياب،شاداب وخوشبخت"مي باشد.آموزش وپرورش است كه بايداين وظيفه راباتوجه به امكانات و تواناييهايش به انجام برساند.

  ايشان درادامه مي افزايد: آموزش،ياددادن ويادگرفتن ،وسيله وابزاري است،براي بهتربودن، بهترشدن، بهترماندن،وبه خوشبختي رسيدن،كه هماناخوب زندگي كردن است.واين مقدورنيست مگربا" ايجاد كلاس كارگاهي" وكلاس كارگاهي ميسرنيست،جزباتراكم پايين واستانداردكردن ميزان جمعيت كلاس.

    ازديگروظايف آموزش وپرورش،ارزشيابي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان است.امروزه درجهان الگوي تازه اي براي ارزشيابي درست دانش آموزان پاي به ميدان نهاده است،وآن ارزشيابي توصيفي ميباشد.دراين ارزشيابي شناخت دانش آموزان بسيارسخت ترشده است.ومعلم بايستي به همه ي تواناييهاي دانش آموز نمره بدهد.دراين الگوي تازه بايدبه رشد،عقلاني،عاطفي،جسماني و.... دانش آموزتوجه شود.اين درحالي است،كه درارزشيابي پيشرفت تحصيلي كه درگذشته كاربردداشت،تنهابه آموخته هايي كه بيشتربصورت نظري وازبركردن بودتوجه مي شد.وبارزترين نمودآن دادن نمره ي ازيك تابيست به كاركرددانش آموزان بود.

    آقاي خليلي مي افزايد: براي كاربرددرست الگوي ارزشيابي نوين(ارزشيابي توصيفي) معلم به گردآوري اطلاعات به ابزارهاي گوناگون وفراواني درباره ي هردانش آموزنيازدارد. مانند آزمونهاي مواد،امتحانات،پرسشهاي كلاسي،پوشه ي كار،روشهاي ثبت مشاهده ي رفتار، تكاليف درسي،وآزمون عملكردي درمدرسه وخانه و..... پس اگرازمعلم انتظارداشته باشيم،كه باتراكم بالابه همه ي اين عوامل برسدكاري نشدني خواهدبود.

   آقاي خليلي كه خوددست اندركارآموزش وپرورش است،درباره ي برنامه هاي آينده ي آموزش وپرورش درراستاي كاهش تراكم كلاس وراهكارهاي ممكن به چندموردآن اشاره مي كند.

1- استفاده ازآموزشهاي غيرحضوري،دربرخي ازدروس.

2- استفاده ازITC واجتماع دانش آموزان دربرخي ازدروس كه نيازبه حضوردركلاس دارند.

3- برنامه ريزي بلندمدت براي ساخت مدارس بيشتر.

4- كنترل بي رويه ي جمعيت كه درسالهاي اخيرروندي دلخواه دارد.

5- اجبار(تشويق) شركتهاي انبوه سازدرباره ي مصوبه ي دولت كه برپايه ي آن انبوه سازان بايددركنار200واحدآپارتماني درمكانهاي شهري،يك مدرسه ي 20 كلاسه نيزبسازند.

6- كاهش حجم برخي كتابهاكه محتواي آنهاازضرورت كمتري برخورداراست. 

     آقاي خليلي درپاسخ به اين پرسش كه:كاهش تراكم نويدبخش چه آينده اي براي بهبودتعليم وتربيت كشورخواهدبود،چنين مي گويد: پايين آوردن تراكم تنهايكي ازعوامل موثردرآموزش است،براي تاثيريادگيري وتربيت شهروندسالم،دانا،كامياب،شاداب وخوشبخت،عوامل فراوان دخيل هستند.كاربايستي سيستمي انجام شود،همه ي عوامل يك سيستم بايددست بدست هم بدهند، تاعوامل مخل ومزاحم تعليم وتربيت حذف شودآنگاه ميتوان آينده اي دلخواه رااميدواربود.   

   براي يافتن پاسخ همين پرسشهااززبان معلمان به سراغ يكي ازهنرستانهاي كاردانش رفتيم،تاببينيم ديدگاه دبيران دراين باره چيست.

     آقاي داودبايسته فوق ليسانس مديريت آموزشي،دبيرومعاون دبيرستان ابوريحان كه خودسالهادرمحيطهاي آموزشي بوده وتجربيات فراواني دارد.درحاليكه بسيارخسته بود،نفس زنان درباره ي نقش تراكم كلاس دريادگيري چنين گفت:پرواضح است،كه محيط يادگيري وتعداددانش آموزان كلاس دريادگيري بسيارمهم وموثراست.محيط فيزيكي كلاس درس نيزبرپويايي يادگيري اثرمي گذارد. 

      آقاي بايسته دراين باره به ديدگاه جان ديويي دركتاب دمكراسي تعليم وتربيت(1944)اشاره مي كند: "تنهاراهي كه بزرگسالان ميتوانند،بطورهشيارانه نوع تعليم وتربيت راكه دانش آموزان دريافت مي كنند،تحت نظارت درآورند،آن است كه محيطي راكه كودكان درآن تربيت مي شوند،كنترل كنند.ماهرگزبطورمستقيم كودكان راتربيت نمي كنيم بلكه بطورغيرمستقيم توسط محيط به اين مهم دست مي يازيم."

    آقاي بايسته افزود: بنابراين تراكم كمتردركلاس درس،سبب افزايش كيفيت آموزش ونظارت بيشترمعلم بركارشاگردان ورفتارآنهامي شود.ميتوان گفت تراكم كلاس باكيفيت يادگيري رابطه اي معكوس دارد.يعني هرچه تراكم بالاترباشد،يادگيري پايين تروهرچه تراكم بيشترباشد،كيفيت يادگيري كمترخواهدبود.

     ايشان باجديتي آغشته به دلسوزي،محكم ولي بامهرباني گفت: اگرشماردانش آموزان يك كلاس كم باشد،معلم ميتواند.1- كلاس درس راخوب سازماندهي كند،يعني فضاي كلاس رابراي فعاليت بوسيله ي ،تجهيزات،موادآموزشي ،وسايل و منابع آموزشي،جذاب نمايد.2- جاي تخته سياه وسايرتابلوها،جاي ايستادن معلم،وسايل كمك آموزشي وفن آوري نوين نياز به محل مناسبي دارد،تا درمعرض ديد فراگيران باشد،حال اگر تراكم دانش آموزان بالا باشد،چگونه ميتوان چنين فضايي را دركلاس تدارك ديد؟آيا بافضاي كوچك كلاسهاي امروزي،ميتوان اينگونه وسايل را كه نقش مهمي دريادگيري دارد،فراهم آورد؟

3- تابلوهاي اعلانات دركلاس،منابع ومراجع وقفسه هاي كتابها،مركزنمايش،آكواريومهاوگياهان،اشياءوموادتخصصي همه وهمه و سا يل يادگيري بوده ودرفضاي آموزنده ي كلاس موثروسودمندهستند.آياباتراكم بالاي كلاسهاجايي براي چنين لوازمي خواهدماند ؟

   آقاي بايسته كه اكنون ديگرعصباني به نظر ميرسيدگفت: وسايل آموزشي،تنهاكتاب،معلم،گچ وتخته سياه نيستند،بلكه فيزيك كلاس هم بايدتبديل به سوژه هايي براي يادگيري وتمرين شوند.مدرسه بايدمحيطي براي آزمون وخطاي دانش آموزان باشد.دانش آموزبايدهنر پرورش گل،چيدن اشياء،نظم ونظافت محيط زندگي راازكلاس بياموزد.

    ايشان درباره ي وظيفه ي مسئولين چنين مي گويد: براي اينكه تراكم پايين باشد.وبه كيفيت  توجه كنيم، بايد بودجه ي آموزش وپرورش چندين برابربودجه ي امروزي باشد.به فرهنگ خانواده هاوكنترل جمعيت توجه بيشتربشود.كه اين نيازمندسرمايه گذاري دولت دربخشهاي آموزش وپرورش،بهداشت ودرمان و آموزش و بويژه دربخشهاي فرهنگي است.ازطرف ديگرتجهيزمدارس به ابزارهاي نوين آموزشي وافزايش بودجه وواگذاري بخشهايي ازهزينه هاي مدارس به اولياء دانش اموزان ومشاركت آگاهانه ي همه  ي مردم درامرآموزش وپرورش الزامي بنظرمي رسد،ازطرف ديگرپرورش نيروي انساني ماهرومجرب نيزازابزارموردنيازمي باشد.

  آقاي بايسته همه ي ابزار،موادآموزشي، ساختمان،مديريت خوب،معلمان باتحصيلات وتخصص بالا،سيستم درست آموزشي،دانش آموزان باهوش وبااستعداد،كتابهاي مفيدوكتابخانه هاي مجهزو...راتنهاوتنهادرشرايطي مفيدوموثرمي داند،كه معلمان باخاطري آسوده دركلاس حاضرشوند،واين ممكن نيست مگرباتامين مالي معلمان.

    آقاي بايسته درپاسخ به آخرين پرسش ماچنين مي گويد: وقتي كه به همه ي اين مواردتوجه كافي بشود،درآينده شاهدرشدو توسعه ي همه جانبه ي كشورخواهيم بود،وميتوانيم درجوامع بين المللي مدعي سرزميني مستقل،بافرهنگي غني باشيم.

    پس ازاينكه گفتگوي ما باآقاي بايسته به پايان رسيد،براي ادامه گزارش راهي دبستان حضرت مريم (ع)شديم تا ديدگاه معلمان ابتدايي راجويا شويم.بهمراه معاون محترم دبستان وارد دفتر مديرمدرسه شديم،كه دفترمعلمان نيزبود.آنجابسيارتميز ومرتب بود.صندليهاي سبزوچرمي قشنگي چيده شده بود،معلمان درساعات استراحت درآنجاسرگرم گفتگوبودند.

      سركارخانم ويداپيرعلي زاده معلم كلاس اول دبستان حضرت مريم(ع)است .ايشان بسيارناراحت وشاكي بنظرمي آمد،دلش مي خواست ازطرف همه ي  معلمان سخن بگويد،گوياسالهابود،كه حرفهايش رادردل پنهان كرده بود.ايشان درپاسخ نخستين پرسش ما،" نقش تراكم دريادگيري دانش آموزان " چنين گفت:

     زمانيكه شماردانش آموزان دريك كلاس زياد است،معلم،ديگرمعلم نيست، بلكه نقش يك مبصررادركلاس دارد،كه بايدتنها به ساكت كردن دانش آموزان بپردازد.دركلاس پرجمعيت معلم نميتواند،هيچ كمكي به دانش آموز بكند.

    من ازايشان علت ناراخت شدنشان را پرسيدم ،ايشان درپاسخ گفت: زمانيكه ما مي بينيم،توانايي فراواني داريم ودانش آموزان تشنه ي يادگيري هستند.اماهم توانايي ما وهم عطش آنان بيخود وبرسرمسائل جزئي هرزميرود،بسيارناراحت ميشويم.ماميتوانيم باگروه بندي كردن دانش آموزان وكاركارگاهي،آنانرابهتربراي ايفاي نقشهاي مفيددرزندگي آينده ي اجتماعي شان پرورش بدهيم،امامگربا40دانش آموزدريك كلاس مي شودسودمند بود؟

    باشيوه ي ارزشيابي توصيفي اي كه تازه وارد سيستم آموزش و پرورش شده است،اين كار نشد ني است.زيرا كار توصيفي زماني پاسخ مي دهدكه همه ي معيارهاي آموزشي تامين شود.مشكلات ما يكي يا دوتا نيست،ادغام كردن دانش آموزان مرزي و دانش آموزان طبيعي،دريك كلاس براي ما قوزبالاقوزشده است.ماهم بايد روش تدريس تاريخ بدانيم،روش تدريس جغرافي بدانيم،روش تدريس رياضيات بدانيم،روش تدريس ديني وعربي هم بلد باشيم،روش تدريس ادبيات و انشاءرا نيز وارد باشيم،اجتماعي وورزش وهنرهم بايد تدريس كنيم،به عواطف واحساسات واعتماد به نفس دانش آموزان هم توجه داشته باشيم.هركدام ازاين علوم دنيايي جداگانه است .مشكل ويژه ي معلمان ابتدايي شيوه تدريس خاص كودكان است.معلم ابتدايي بايد طوري درس بدهدكه درخور فهم كودكان باشد.آموزش نقاشي كودك ودرس دادن كودك خود علم زبانشناسي خاصي دارد.تدريس درابتدايي مانند بزرگسالان نيست .به گفته ي سعدي:

              چونكه باكودك سروكارت فتاد                  پس زبان كودكي بايدگشاد.

 آنوقت كلاسهايمان 30 تا40 دانش آموزهم داشته باشد.يكي ازمشكلات معلمان شيوه ي ارزشيابي توصيفي است.كه تازه وارد سيستم شده و معلمان آموزش لازم رانيز نديده اند،ومقطع ابتدايي هم پاسخگوي ما نميتواندباشد.زيرا آنان هم دراين باره چيزي نمي دانند،وهروقت به آنان مراجعه مب كنيم،براي پرسشي درباره ي مشكلات شيوه ي تدريس برخي مسائل درپاسخ مامي گويند:" ما برايتان اعلام عدم نيازمي كنيم." ورفتن به سازمان آموزش و پرورش براي گرفتن پاسخ پرسشهايي درباره ي شيوه ي تدريس جديدبرايمان بسيار مشكل است.زيراهميشه بايددرمدرسه باشيم،هفته اي شش روزحتي يك روزهم فرصت نداريم،كه به كارهاي اداريمان برسيم،اوقات فراغت مابسياركم است. 

    سركارخانم خياباني،يكي ديگرازمعلمان سخن همكارش را قطع مي كندوبارنگي پريده وبغض،وناراحتي چنين ادامه مي دهد:

بيشترين ستم درآموزش وپرورش به معلمان ابتدايي مي شود.معلمان ازلحاظ روحي كاملا شكسته ونااميد هستند.مشكلات مالي،كارفراوان،وبي توجهي مسئولين مارااززندگي سيركرده است.هروقت به اداره ي آموزش و پرورش ميرويم،كه همكاران خودمان هستند،تهديد مي شويم.وبامابرخورددرستي ندارند.مسكن نداريم.همه ي اينها يك طرف، تراكم دانش آموزان كلاس يك طرف.اجراي شيوه ي ارزشيابي توصيفي بسيارمشكل است.مقطع ابتدايي خودشان هم دراين باره چيزي نمي دانند.درس دادن دركلاسهاي تلفيقي كه تركيبي ازدانش آموزان مرزي ونرمال است،بسياردشواراست،زيرااگرمابه زبان مرزيها تدريس كنيم ،براي بچه هاي نرمال خسته كننده است.واگربه زبان بچه هاي طبيعي تدريس كنيم.مرزيهاآنجاعلاف خواهند بود وچيزي نخواهند فهميد.درهرحال درحق يكي ازاين دوستم كرده ايم.غروب هم كه به خانه ميرويم.با اعصابي خورد بايدكنارخانواده ي خودمان باشيم و به تربيت فرزندان و خانه داري بپردازيم.

   پرسيده شدچشمداشت شماازمسئولين چيست؟ خانم خياباني كوتاه وروشن پاسخ داد:برداشتن اين همه موانع بر سرراه زندگي وشغل ما.زيرا مانيزجزئي ازاين جامعه هستيم،ومي خواهيم براي جامعه ي خودسودمندباشيم.

انسان دلش ازسنگ كه نيست زمانيكه مي بينيم،دانش آموزي باچه فقرونداريي دركلاس حاضرميشود،ناراحت ميشويم.ازاينكه نميتوانيم هيچ كمك مالي به دانش آموزان بينوابكنيم بيشترناراحت  هستيم.

    آقاي ميرهلا ل يوزباشي مهندس برق ودبيرهنرستانهاي كاردانش،كه تنهاچهارسال تجربه ي آموزشي دارد.درپاسخ " نقش تراكم كلاس دريادگيري دانش آموزان" چنين ميگويد: تراكم بايادگيري نسبت فراوان دارد،تراكم پايين يكي ازپيامدهايش بهبودانضباط دانش آموزان،افزايش روحيه ي همكاري ،افزايش احساس يگانگي ميان دانش آموزومعلم،افزايش حس پذيرش رفتارهاوگفتارهاي معلم بوسيله ي دانش آموز،باوركردن معلم بوسيله ي دانش آموزمي شود،كه اينهاخودسبب دلگرمي،ايجادانگيزه ي علمي ويادگيري دردانش آموزميگردد.

    ازديد آقاي يوز باشي اگردلسوزي ،خيرخواهي،احاطه ي معلم بردانش مورد نظر براي دانش آموزبه اثبات برسد،فرآيند يادگيري بسيارآسان وممكن ميگردد.واينهاممكن نيست مگردركلاسي كه شماردانش آموزانش باميزانهاي جهاني كه ازطرف يونسكواعلام شده يكسان باشد.

    آقاي يوزباشي براين باوراست،كه جوكلاس نبايستي برروحيه وشيوه ي تدريس ودانش معلم سنگيني كند.زيرادانش آموزان خواهي نخواهي خودرادريك كفه ي ترازومعلم رادركفه ي ديگرترازوخواهند گذاشت، چنانچه وزنه رابه سمت خودسنگين ترببينند،جوبي انضباطي وشيطنت برخي دانش آموزان به سرعت مانند ويروس سرماخوردگي دركلاس پراكنده شده وتبديل به عامل مخلي براي روندآموزش شده وكارايي لازم رااز آموزگارميگيرد.زيراباتوجه به اينكه جوان روح بسيارحساسي داردوبه راحتي الگو پذيرمي باشد،ازطرفي سخن ورفتارهم سن وسال اوبهتروراحت تردرروحش اثرمي كند،لذابزودي رفتارهاي منفي وناپسند،چه آموزشي وچه پرورشي راگرفته وكمترسخن ورفتاردرست معلم رامي پذيرند.واين پيشامدبيشترين علتش تراكم بالاي كلاس مي باشد.

    مهندس يوزباشي درادامه مي افزايد: تراكم بالاحتي برهواي مطبوع كلاس نيزتاثيرمنفي گذاشته وهمين نيزسبب كاهش بازدهي يادگيري مي شود.همچنين تراكم بالاروحيه ي پرسش وپاسخ رادرفضاي آموزشي سركوب مي نمايد،بويژه دررشته هاي كاردانش كه پرسش وپاسخ فراوان تر است،معلم تابخواهد به پرسش يك دانش آموزپاسخ بدهد،زمان هرزرفته(زمان مرده اي)رابراي ديگردانش آموزان فراهم مي نمايد،كه سبب بدآموزيهايي خواهد شد.دركلاسهاي باتراكم بالاحتي حضوروغياب نيززمان فراواني راازكلاس مي گيرد،كه اين نيزازكارايي كلاس مي كاهد.

      آقاي يوزباشي درپايان مي افزايد:كاهش تراكم موجب افزايش كلاسهاي درس شده،دست دانش آموزرا دربرگزيدن معلمان دلخواهي كه با روحيات واخلاق او سازگارتراست، بازگذاشته واين موجب افزايش رغبت وآرامش خاطراونيزمي گردد،كه اين بي گمان دررونديادگيري نقش فراوان وسودمندي دارد.

اماپس ازاينكه ديدگاههاي معلميني كه درصف اول آموزش وپرورش هستندراشنيديم،دريك روزسردوبرفي براي شنيدن ديدگاههاي متخصصين تعليم وتربيت راهي دانشكده ي علوم انساني دانشگاه آزاداسلامشهرشديم،تاببينيم آنهاكه كارتدريس وآموزش وآماده سازي معلمان  براي آموزش دانش آموزان رابردوش دارند،چه ميگويند.اساتيد دانشگاه گرچه خود بطورمستقيم بادانش آموزان سروكارندارند،امابي گمان نقش مهمي درتربيت نسل آينده بردوش دارند،وباتربيت آموزگاران ومعلمان ودست داشتن دربرنامه ريزي كلان وتدوين اهداف آموزشي،برنامه ريزي آموزشي وتصميم گيري درباره ي شيوه ي تدوين كتب درسي و...نقش بزرگ وارزشمندي رادرآموزش وپرورش ايفانموده،وازهمه مهمتراينكه خودآنان روزگار درازي بانشستن درپشت همين نيمكتهاي آموزش وپرورش تجربيات خوبي براي يادگيري ودرك مشكلات دارند،وميتوانند،هم براي دانش آموزان وهم براي معلمان فرياد گران ومدافعين خوبي باشند.

     سركارخانم روزيتاذبيحي دانشجوي دكتراي روانشناسي تربيتي عضوهيئت علمي دانشگاه آزادواحداسلامشهرمي باشد،ايشان ديدگاه خودرادرباره ي " نقش تراكم دريادگيري " چنين بيان مي كند:

     يكي ازويژگيهاي مهم آموزش رودرروي كلاس،كنش متقابل يك ياددهنده ويك ياچنديادگيرنده است.درواقع دانش آموزفعال ميتواند،آنچه راكه به وي آموزش مي دهند،يادبگيرد.وفعاليت دانش اموزاشاره به گوش كردن كامل به مطالب،مرورذهني ،فراگيري و به طور كلي توجه كامل به مطالب دارد.

    خانم ذبيحي براي معلم علاوه بربيان،تدريس،ايماواشاره،استفاده ازگچ،تخته وسايروسايل كمك آموزشي.ابزارديگري به نام " توجه به تك تك دانش آموزان"  نيزقائل است.ايشان دراين باره مي افزايد:

    معلم ميتواند،به اين وسيله به آنهادربرابرپاسخهايشان بازخورددهد،وآنهارادرراستاي آموزش مطالب ياري رساند.درهمه ي مطالب بيان شده دربالاارتباط موثربين معلم و شاگرد روشن است،واين امرمستلزم وجود يك كلاس استاندارد،باتعدادمشخصياز دانش آموزاست،طبيعي است كه شماركمترازاندازه ي طبيعي باعث كسالت آورشدن كلاس شده وبيشترشده شماردانش آموزان دركلاس ايجادازدحام نموده وهمه عوامل بالا رامختل مي كند.

   خانم رزيتاذبيحي درپاسخ به" وظيفه ي مسئولين دركاهش تراكم " بطوركوتاه،موثر ومفيد چنين مي گويد: يكي ازمهمترين مسائل درهر سازمان،چگونگي برنامه ريزي ومديريت آن سازمان مي باشد.يك مديريت علمي و متناسب باعصرتوسعه،باعلم به نيازمنديهاي آن درسازمان وايجاد بسترهاي مناسب مي تواند در راستاي اهداف بلندپايه ي سازمان گام بردارد.

    خانم ذبيحي كه خوداستاد دانشگاه مي باشد،و با تعليم وتربيت سروكار دارد،آموزش وپرورش راسرآمدهمه ي نظامهاوسازمانهادانسته ومي افزايد: نهايتااينكه درنظام آموزش و پرورش كه سرآمدهمه ي نظامها وسازمانهابوده وساختن آينده ي مملكت به دوش آن مي باشد،مسئولين بايد،بااختصاص اعتبارات بيشتردرراستاي استانداردنمودن فضاي آموزشي، تربيت معلمين مبرزوبرنامه ريزي درست درسي بكوشند.

  خانم ذبيحي درادامه  درپاسخ به اين پرسش كه "باكاهش تراكم آينده تعليم وتربيت چگونه خواهد بود؟ "

چنين مي افزايد: پاسخ بسيارروشن است،باتوجه به اينكه امرآموزش وسيله اي است درراستاي پرورش افراد درآموزش رودرروكلاسهايكي ازمراحل اين پرورش بشمارميرود،طبيعي است،كه وجودكلاسهاي استاندارد،به لحاظ فضاي آموزشي،مطالب آموزشي وتدريس مناسب توسط افراد كارآزموده،دلسوزومسلط،آينده ي تعليم وتربيت،تضمين خواهدشد.

  ايشان درپايان مي افزايد: پرورش،جرياني منظم ومستمراست،كه هدف آن پرورش انسانهاي متعهد به ارزشهاي جامعه وبهنجارمي باشد.محصول سيستم آموزش وپرورش،بايدافرادي باشند،كه چارچوب نظام به لحاظ اقتصادي ،سياسي، فرهنگي، و اجتماعي بردوش آنهاگذاشته شود.لذابهبودوضعيت آموزش منجربه دسترسي به اهداف كوتاه مدت،ورسيدن به اهداف كوتاه مدت، مانندبهبودوضعيت تحصيلي دانش اموزان زيربناي اهداف بلندمدت درجامعه راتشكيل مي دهد.

   آقاي علي اكبرنكونام فوق ليسانس ورئيس هنرستان كاردانش مصطفي خميني واوان،مديرنمونه ي سالتحصيلي83/84 درپاسخ پرسش ماچنين گفت:

  بي گمان هرچه شمارفراگيران كمترباشد،ميزان كيفيت وكميت آموزش نيزبيشتراست. زيراآموزش يك فرايندبسيارپيچيده است،چون انسان موجودي چندبعدي است،يادگيري نيازبه برقراري ارتباط عاطفي ميان دانش آموزان ومعلم، اعتماد دوطرفه، خودباوري، وساير مقوله هاي مربوط به روان انسان دارد.اين موارد،درصورتي دروني خواهندشد،كه شماردانش آموزان دريك كلاس به اندازه هاي استانداردبين المللي نزديك باشد.چنانچه كلاسي 30تا40دانش آموزداشته باشد،معلم چگونه خواهد توانست ارتباط عاطفي ايجادكند؟وچگونه درموقعيتهاي درسي وآموزشي زمينه هاي روانشناختي وجامعه شناختي،براي افزايش اعتماد به نفس دانش آموزان رافراهم خواهد ساخت؟

   آقاي نكونام درادامه ي پرسش مادرباره چشمداشت شماازمسئولين چنين مي افزايد: مسئولين كارهاي بسياري راميتوانندانجام دهند،مثلاايجادانگيزه يبيشتردرمعلمين،كه درآموزش وپرورش بسياربسيارمهم وزيربنايي مي باشد،چنانچه معلم انگيزه ي بالايي داشته باشد،به جرات ميتوان گفت كه حتي دركلاسهاي باتراكم بالانيزميتواندسودمندباشد،امااگرمعلم اميدوارنباشدانگيزه نداشته باشد،چنانچه تراكم نيزپايين باشد،همه چيزهم خوب باشد،وسايل كمك آموزشي،كارگاههاي مجهزهم داشته باشيم ،معلم ميرود،ودرگوشه ي كلاس كزمي كند،وهرگزنخواهدتوانست منشاءاثربوده و تعليم وتربيت رادرانديشه ي دانش آموزاندروني كرده ورفتارفراگيررابه سوي اهداف آموزش و پرورش دگرگون كند.آموزش بايد به سمتي پيش برودكه به سودمندبوده،بداندكه راهي را كه درپيش داردبه اشتغال زايي واميدواري ميرسد.انتظارديگر ما ازمسئولين نگرش آنان نگرشي علمي به آموزش و پرورش داشته باشند.

    ايشان درادامه افزودند:چنانچه مسئولين به اين نيازها توجه كنند،بي گمان روندآموزش وپرورش تسهيل،يادگيري خلاقانه،وحلال مشكلات امروزباتفكرامروزي خواهيم بود وبجاحسرت گذشته وافتخاربه پيشرفت گذشتگان خودبه آينده اي نيك ومترقي خواهيم رسيد.

خانم شبنم بداقي دانش آموزكلاس سوم دبستان حضرت مريم(ع) دراين باره چنين مي گويد:

    كلاس ما36 نفراست،كلاس پرجمعيت اصلا خوب نيست،بچه هاشلوغ مي كنند،ومن نوبتم نمي شود،كه دركلاس ازروي كتاب بخوانم وبچه هاهمه گوش كنند،حتي ماهي يكبارهم نميتوانم اين كاررابكنم،من دارم حرف ميزنم بچه هامي پرن توي حرف من،وقتيكه معلم قرآن مي پرسد ،تامن مي خواهم نفس تازه كنم،بچه هاشلوغ مي كنند،وهركدام ازهرگوشه پاسخ پرسش معلم رامي دهند،ياآنقدرشلوغ مي كنند،كه من پاسخ پرسش راازيادمي برم،آنگاه معلم فكرمي كندمن بلدنيستم.گاهي وقتهامن مي خواهم باآموزگارم حرف بزنم،ياپرسشي دارم،هرچه معلم راصداميزنم اوبخاطرشلوغي كلاس صداي مرانمي شنود.وگاهي معلم آنقدردادميزند،تابچه هاراساكت كند،كه گلويش ميگيرد؛ومن دلم برايش تنگ ميشود.اگرشكوفه راازكلاس مابيرون كنند،خوشحال ميشوم،چون همه ي شلوغي هازيرسرشكوفه است.من بعضي وقتهاالكي الكي ميروم كنارمعلم وصداي نفسهايش راميشنوم،امااوعصباني مي شود.البته مقصرنيست خيلي خسته مي شود.

        اگرچه نمي خواهم دوستان همكلاسي ام راازدست بدهم،اماازخانم معلم وناظم مي خواهم كاري كنند،كه بچه هاكمترشلوغ كنند.مي خواهم شماره تلفن خانم معلم رابه من بدهند،تاوقتيكه توي خانه هستم،وخانم معلم هم توي خانه ي خودشان است.بااوتماس بگيرم وبااوحرف بزنم.من حاضرم شماره ي تلفن خودم رابه اوبدهم.امااوميگويد شمازيادهستيد،ومن نميتوانم باهمه ي شماتماس بگيرم.پول تلفنم زيادمي شود.چرانبايدمن بامعلم خودم حرف بزنم،اماميترسم اشك ازچشمهايم سرازيرشود،من ازحرف زدن باخانم معلم ميترسم،اومهربان است،امامن ميترسم.

شبنم بسيارجدي وبااحساس شكنده ي خوددرادامه مي افزايد:چرانبايديكبارمن مبصركلاس بشوم؟يكبارمن انتظامات بشوم؟ چراهمه اش بايدنداتوي ميزاول باشد؟زنگ ورزش توپ وابزارورزشي كم است،ياخراب هستندنمي شود،ورزش كرد.ويا دوستان نمي گذارند با آن توپهاي خراب هم بازي كنيم،مامعلم ورزش هم نداريم.اگرداشتيم اينطورنمي شد.اگردرهر كلاس دانش آموزكمتري باشد،همه چيزقشنگ ميشود،ما بيشتربامعلم حرف ميزنيم،بهترورزش مي كنيم،وهمه چيزعالي مي شود.

   خانم الناز زارعي كلاس دوم دبستان هم از شلوغ بودن كلاسش گله مند است اوبا لبخند مي گويد:من درسهاي نمايشي راكه بعضي وقتهامعلم اجرامي كند،دوست دارم حيف كه سالي يكي دوباربيشتراينكارانجام نمي شود.بچه هابه اندازه اي شلوغ ميكنند.كه من سرم دردمي گيرد.

   خانم زينب بابايي كلاس پنجم دبستان هم دراين باره چنين ميگويد: هرچه تعداددانش آموزان بيشترباشدماكمتريادمي گيريم.حرف معلم رامتوجه نمي شويم،هرهفته فقط چندتاازدانش آموزان مي روندپاي تخته وبه درسهاپاسخ مي دهند،يارياضي حل مي كنند،وياكنفرانس مي دهند. در كلاسهاي شلوغ روحيه ي آدم گرفته مي شودوخسته ميشويم.

   آنچه راكه دربالاخوانديد،نه صرفا شعاربود،ونه داستاني تخيلي ،بلكه بايدگفت:اين همان قصه ي اقيانوس متلاطم وملوانان كاركشته وپيران ميكده است.شايد اين مصرع بهتربتواند به بنده كمك كند،تاانديشه ي پوياودستان تواناي شما راباانديشه ي خودهمراه كنم:" به دريارفته ميداند مصيبتهاي طوفان را."اگرمعلم فرياد مي كند،اگردانش آموزبازبان بي زباني ازدشواريها مي گويد،اگرمديرمدرسه قصه ي پرغصه ي تعليم وتربيت رابه مويه مي سرايد،اگرمتخصين هشدارهاي تربيتي راباآهنگهاي زيروبم درگوشهامي نوازند،نه خودخواهي وافزون طلبي است،نه دشمني بامرزوبوم ودين وباورهاي ديني است،نه جاه طلبي وقدرت جويي است،نه حسادت وكينه ورزي است،نه دشمني بااستقلال و تماميت ارضي ميهن عزيزمان ايران است،نه دشمني باكودكان بي گناه اين سامان است،نه غرض ورزي بامسئولين است،كه حقيقتي ژرف است،درپس آرامشي فرهنگي ،كه نيازش تنهاوتنهاباورشدن است وياورشدن است.

    آنچه راكه فريادگران آموزش و پرورش ازگلوي خودمي افشانند،دردازخودبيگانگي فرهگني جوانان وطن،انگاره ي باورنداشتن معلمين مرزوبوم خود،دورشدن ازفرهنگ وتمدن ايراني اسلامي بخاطر فاصله ازمعلم وبي ارزش پنداشتن مربي خودوهزاران علت و سبب ديگر كه درذهن توانااماناپخته ي جوانان مي گذرد،كه كمتركسي كه ميتواند،آنرادريابد ونزديكترين كس وبهترين كس به اوهمانامعلم اوست. پدرومادربه راستي بهترين ياورفرزندان هستند،اماتنهاهمين كافي نيست،زيرا بيشتر خانواده هابا آموزش و پرورش علمي ورفتارهاي طبيعي دانش آموزان سروكارندارند،وازطرفي هرانساني دريك شاخه آموزش ديده وباي اظهارنظر درآن راستا سزاوارتراست.چه بسيارپيش مي آيدكه خانواده هايي  براي پيشبرددرست آموزش وپرورش فرزندان خودازمعلمان آنان ياري جسته كه اين كاري درست،وشايسته ي خانواده اي فرهيخته است.

    امااميداست مسئولين درهرپست ومقامي كه هستند،ودستي برآتش دارند،دراين راستاازآنچه درتوان دارند،دريغ ننموده،ونگذارند،نسل جوان امروزازفرهنگ خودي،بيش ازاين دورشده وبه فرهنگهاي بيگانه روي آورند.امروزآموزش وپرورش برتروتواناترازهرسلاحي براي حفظ استقلال كشورسودمندواثرگذاراست،ونيازآموزش و پرورش وكمبودآن تنهابودجه است، زيرافرهنگ ايراني/اسلامي بسيارغني بوده،وازديد كيفيت داراي متخصصين تواناوانسانهاي دلسوزوايثارگري است،كه آماده ي جانفشاني نيزهستند.ودراين راستاجدي ترين نيازآموزش و پرورش،ايجادانگيزه ي بيشتردرمعلمين ازراه توجه بيشتروبيشتربه معيشت آنان- كاهش تراكم كلاسها باساخت مدارس استاندارد،ساخت سالنهاي ورزشي،آزمايشگاه،وسايل كمك آموزشي براي هردرس وامتحانات،تجهيزرسانه هاي تصويري، وسايل كمك آموزشي براي هردرس، ساخت سالنهاي آمفي تآتردرمدارس،آموزش به روزمعلمان،تربيت مديران مدارس بطور تخصصي،افزايش بودجه هاي ورزشي،هنري،سرانه،سروسامان دادن به كتابخانه هاي مدارس، استفاده ازديدگاههاي معلمين ومديران مدارس دربرنامه ريزي كلان آموزشي وپرورشي و... باشد،كه باكوشش خودوياري پروردگارخود،دشواريهاي آموش وپرورش اين سامان راسامان دهيم.

 

                                                اي كه دستت ميرسد،كاري بكن               پيش ازآن كزتونيايدهيچ كار

     

 

 

                                                                                       پایان

نوشته شده توسط محمد خاكساري در 15:4 |  لینک ثابت   •